شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان
پیوندها

سلام دوستان عزیز .... من مایل هستم که هر ماه یک سوال را در مورد 
تاریخ ایران از نظر جغرافیایی و حکومتی بعلاوه شناختن بیشتر بزرگان
 ایران را اعم از قبل و بعد اسلام به مسابقه بگذارم با جایزه ای ...
  پنجاه هزار تومانی که به برنده مسابقه بصورت پرداخت در حساب بانکی
 وی واریز  خواهد شد .... البته برای اینکه این مسابقه اجرا شود لااقل 
 بیست  نفر از دوستان باید اعلام آمادگی کنند ..که اگر موافق بودند 
در هفته آینده آن را اجرا کنیم .. هدف من از اینکار آشنایی بیشتر  جوانان
 این مرز و بوم با گذشته این سرزمین پر افتخار است ..
  تقاضا دارم که دوستان موافق آمادگی خود را اعلام کنند ..
۳۳ نظر موافقین ۹ مخالفین ۱ ۱۰ دی ۹۵ ، ۲۱:۱۸


        با سلامی گرم

 ( قابل توجه همه دوستان عزیز تمام این اشعار سروده خودم میباشد و به هیچ وجه کپی برداری نشده است...


( گیرم که تو را گنج بُوَد و خفته نباشی )

( در کار جهان این همه ناپخته نباشی ) 


( آن کن که چو وقتت برسد خُفتن درگور )

(( آن جا که روی، واله و آشفته نباشی ))


۵۳ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۴ ، ۰۵:۱۰


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

ترک وفا نمی کند این دل با وفای ما

گرچه نگار میزند تیغ به سر و به پای ما


هرچه ز او کشیده ام بر دل زار حک کنم

تا که به حشر* نشان دهم بارِ غمِ وفای ما


ای دل زارِ من بگو با که دهم دستِ وفا

تا که به جای رنگ و بو دم زند از صفای ما


زین منِ خود چو بگذرم بر رخ او که بنگرم

از غم ما سخن زند، دیده ی دلگشای ما


سکه ی غم چو میزند بر رُخِ من ز آسمان

تیرِ شهاب می کُشد، ناله ی بی صدای ما 


غم ز دلم نمی بَرَد دیده ی دلفریب او 

چون که وفا نکرده است، با دلِ مُشکسای ما


بین که چه رفته بر رُخم کو همه شب درآتشی

جامه ی خویش میدَرَد، دل ز غم بقای ما


گو به شبا ز هنگِ* من این دلِ در کمندِ تو

برده ی زلفِ او که شد، می شِکَند جفای ما 


* حشر = روز قیامت    * به شبا ز هنگِ من = در اینجا بخاطر وزن شعر کلمه شباهنگ به اجبار اینطور نوشته شده که منظور اینست به شباهنگ بگو


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۱۸

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

هرکسی سوزد به نوعی در غمِ بی حاصلی

یا کسی نالد ز دردی تا به شُوراند دلی


ای عجب این محفلی ست، کو ندارد در نظر

تا ز یک افسرده جانی خوش به گیرد مشکلی


من ز این غفلت شکستم ای دلا بی ما برو

کز دلی مسکین بگیری درد و غم با خوش دلی


میروم زین کعبه یا بتخانه تا مرزی دگر

مر شود پیدا رهی تا بر کَنَم بی حاصلی


همسفر بی ما برو چون راه ما بی حاصلست 

من ندارم طاقتی تا بر فروزم محفلی


راه ما راهی فنا باشد در این ماتمسرا

تا به حیرت در نشینی گم شود هر محملی


هفت ما هفتاد* شد عطار بنگر چون که ما

با دلی پر غم برفتیم کوره راهِ بیدلی


با شباهنگ کی تواند تا ستیزد چرخ پیر

کاتشی خواهد فکند اندر جهان با غُلغُلی


* هفت ما هفتاد شد = منظور از هفت شهر عشق عطار

است که برای ما هفتاد شهر شده 


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


دریافت

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۲۲


از غمت خیمه ی دل بر در میخانه زدم

با خَمِ زلف دوتا باده ی مستانه زدم


این جهانی که در آن هیچ ندیدم ز هوس

چون حقیقت نه عیان بود چو افسانه زدم


بر خیالی که دلم دردِ مرا ساز کند*

خیمه بر زلفِ دوتا گوشه ی میخانه زدم


آسمان چون نتواند غم این دل بکشد

این حکایت به سراپرده ی جانانه زدم


آنکه بر من ز جفا از همه آغشته* ترست

گو برو من دل خود بر دل بیگانه زدم


ساقیا از من مسکین تو چه خواهی که دگر

گردِ آن شمع چِگَل* من دلِ پروانه زدم


این شباهنگ که ز غم گوشه ی ویرانه خرید

همدمی شد که منم خیمه به ویرانه زدم 


       * ساز کند = بیان کند  * آغشته تر = آلوده تر.

* شمع چگل = شمع بسیار زیبا و معروفی بوده که 

قامت و زیبایی معشوق را به آن تشبیه میکردند.




۱۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۵۹

سلام دوستان عزیز....
همانطور که ملاحظه می فرمایید قرعه کشی دوبار انجام شده در بار اول دوست عزیز شماره ( ۷) برنده شده بودند اما چون ایشان از پذیرفتن آن صرفنظر نمودند به ناچار دو باره قرعه کشی شد توسط فرزند خانم دکتر 
( مینا ) ...که در بار دوم بانو لیمو برنده شدند که در عکس در دست پرهام کوچولو مشخص  است به ایشان تبریک میگویم هرچند که ناقابل است
حال از ایشان تقاضا میکنم اگر مایل هستند شماره حساب خود را بطور 
خصوصی یا برای بنده یا برای خانم دکتر مینا ارسال کنند ...
در پایان از همکاری و مشارکت همگی دوستان سپاسگزارم...
درضمن اگر موافق باشید هفته آینده  هم سوالی را مطرح خواهم نمود.

۲۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۳۱

 دلبر چو کشد ما را میخانه به میخانه

        از لعلِ لبش نوشم  پیمانه  به پیمانه


 با دل چو کنم نجوا از نرگسِ مخمورش

        رازست که می گوید دیوانه به دیوانه


 خونی که دلم ریزد بر دیده ی غمازم

         اشکست که میبارد زان خانه به این خانه


 زاندم که دلم مست شد از لعل لبش بی می

         سودا زده میگردد میخانه به میخانه


 گر صید حرم نیستم بر کف بنهادم جان

          تا جان ز کفم گیرد جانانه ی جانانه


 در کعبه نهادم دل اندر شکنِ زلفش

            بردند منِ بی دل را  بتخانه  به بتخانه


 این دل که سرود عمری افسانه ی زلفش را

        بر جان شباهنگ شد افسانه ی افسانه 

            *******************

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۲۰

( سلامی دوباره به دوستان )

همانطور که مشاهده می‌کنید تمام دوستان جواب صحیح داده‌اند که بنده 
اسامی دوستان را در اینجا ذکر میکنم ..البته سه نفر از دوستان بطور
خصوصی جواب را فرستاده اند که متاسفانه نمیتوانم تایید کنم اما با 
اجازه بقیه دوستان اسم آن سه نفر را نیز در انتهای اسامی ذکر میکنم 
و امیدوارم که فردا شخص برنده مسابقه مشخص شود البته بطور
قرعه کشی توسط خانم دکتر مینا ...
اسامی :  ۱: بانو لیمو     ۲ بانو نسیم     ۳ آقای بهزاد پور 
 ۴ .. دست ها    ۵ بانو غزاله     ۶ آقای سید رضا موسوی
 ۷...   .......    ۸   بانو دکتر مینا ...‌ ۹ بانو اَسی .‌..
 ۱۰..   خانم شین.‌‌         ۱۱.    بانو hadis :) zed       .. 
 ۱۲. بانو پرواز ..                   ۱۳..Mr moradi         
  ۱۴ بانو آرام ....
اسامی زیر جواب را بصورت خصوصی فرستاده اند..
 آقای سید محمد جعاوله...
 Lady cyan        ......  hoori dokht  ........

 
۱۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۲۲:۰۶

  ** سلام دوستان عزیز ...

      جواب های شما در مورد مسابقه  تا چند دقیقه دیگر تایید می شود

     بعد از آن باید راهی برای تعیین برنده به صورت قرعه کشی پیدا کنیم

    لطفا نظرات خود را بیان نمایید  .... متشکرم ..

۸ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۵ ، ۱۸:۲۰

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

هم چو چشمت گر در این دنیا بگردم مستِ مست

روزِ رستاخیز به رقصم  سرخوش و باده پرست

 

ساقیا گر یک شبی، جام در تسلسل آوری 

برفشانم جان شیرین را به راهش مستِ مست

 

از سر انداختم سپر، تا ناوکِ غمازِ او

درهَمم دوزد ز پا، وز سینه آرد دل به دست

 

مهربانا یار من در کعبه یا دیرِ مُغان 

هر که بر زلفت نظر کرد از کمندِ تو نرست

 

با تو چون یافتم بقا، در صبحِ دیدار اَلَست

در خیالم نگذرد، هر آن چه نَبوَد یا که هست 

 

چون‌رها کردی دلم را از کمندِ زلفِ خویش

طاقِ ابرویت بدید، در کُنجِ مژگانت نشست

 

یاوری خواهم که یاری ام دهد در این گُذار

زانکه هیچ گم کرده ره، از این بیابان در نجست 

 

در شبِ تاریک من ای ماه ماهان خوش بتاب

تا ببینم ظلمتم، از ماهِ رویت در شکست

 

نغمه ام نَبوَد اگر چون بلبلانی خون جگر

ناله ای باشد ز یک زاغک، که بیشک خون دلست

 

با شباهنگ کم جفا کن آخر ای آرام جان

کو چو مجنون روز و شب اندر پی آن محملست 

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۵ ، ۱۵:۲۵

   (( سلام دوستان عزیز  ))

تعداد زیادی از دوستان جواب مسابقه را ارسال کرده اند

دو نفر هم جواب را بطور خصوصی ارسال کرده که من 

آنها را نمیتوانم مانند کامنت های عمومی تایید کنم 

اگر مایل هستند لطفا بطور عمومی دوباره ارسال

نمایند در ضمن در آخر روز سی ام دیماه تمام جوابها

تایید خواهد و برنده مسابقه  جایزه خود را دریافت 

خواهد نمود ..از همکاری همه دوستان سپاسگزارم...

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۵ ، ۱۲:۲۴

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بی باده ی ناب مرغِ دلم شور نیابد 

جز هجر تو زان دیده ی مخمور نیابد


حاشا که دگر می بزنم بی رخ ماهت

زیرا که دلم رغبت این سور نیابد 


شاهان که خبر، از دل رنجور ندارند

پیداست کسی خانه ی معمور* نیابد 


ما می زده از آن شده ایم بر سر کویت

تا دیده ی ما ریشه ی ناسور* نیابد


پروانه صفت شمعِ رُخت را بنوازم 

ای وای اگرم این دلِ ما نور نیابد 


بیهوده نشیند به دَرِ میکده آن کس

کز باده ی بی غش* به دلش شور نیابد


برخیز شباهنگ که در این دیرِ خرابات

هر کس که نشست ساغرِ لب جور* نیابد

@###@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


* خانه ی معمور = کنایه از دل و دیده شاد و زندگی خوب

* باده ی بی غش = منظور حکمت پاک و بدون نظر

* ناسور = زخم چرکینی که در گوشه چشم پیدا شود

* ساغر لب جور = ساغر لبالب 


۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۵ ، ۱۵:۲۱