شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان

۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۷ ثبت شده است

اشک رخ باده ی هر پیر و جوان خواهد شد 
خون دل مزه ی مستان مُغان خواهد شد 
 
تربتم را برسانید به کوی دلبر 
کاین لحد* میکده ی دلشدگان خواهد شد 
 
عاقبت آنچه که مکتوب ازل بود مرا 
کوس رسوائی من در دو جهان خواهد شد 
 
هر چه کوشم که ره کعبه ی دل را جویم
دل چو مجنون به سر کوی بتان خواهد شد 
 
صید آن زلف کمندش نشدم لیک کنون 
لعل شیرین لبش ساغر جان خواهد شد 
 
ساقیا باده بیاور به سر تربت من 
چون دلم در غم هجرش نگران خواهد شد 
 
کن به یک قطره ی اشکی دل خونینم شاد 
کان مرا، مرهم هر درد نهان خواهد شد 
 
هر که در عشق نهان، راز نهان دید و نگفت 
همچو افسر* به سر کون و مکان خواهد شد 
 
گر شباهنگ به سراپرده ی او راه نیافت 
جان دهد خاک ره سرو روان خواهد شد 
 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
 
* لحد  = گور             * افسر = تاج 
 

بیا ساقی .. خواننده همای مستان 
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۱۱



ای خوش آن دم که چلیپا کش*  یاری باشم 

می زده از غم یک چشم خماری باشم 



من که رندانه زدم خیمه سر کوی نگار 

حکم آمد که روم همدم ماری باشم 


درد بی هم نفسی در دل من خیمه زده 

کی شود خاک ره کوی نگاری باشم 


اصل قربت* نه چنانست که زاهد گوید 

می بنوشم و خراب از رخ یاری باشم 


ساقیا باده از آن لعل جهان سوزم آر 

پیشتر زانکه در این عرصه غباری باشم 


ای صبا خاک رخم را ره میخانه فشان

تا چو ساغر به کف باده گساری باشم 


خاطرم بس که ملولست ز بی مهری ها

خوش بُوَد تا که دگر خفته به غاری باشم 


با شباهنگ بیا کهنه صبوحی* تو بنوش

تا غلام صنمی نیک تباری  باشم 


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


* چلیپا کش = صلیب بر دوش 

* اصل قربت = راه و روش نزدیک شدن به خداوند 

* صبوحی = به معنی می صبحگاهی،  کنایه از نماز 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۱۴


سر به دامن منشین نامه ی دلدار آید 

مژه در خون مَکِشان یار وفادار آید 


ناامیدانه مزن خیمه سر کوی دگر 

چون به هر راه نشین مژده ی دیدار آید 


زین غم و درد چه حاصل که به جانت داری 

خرمن سوخته* از کِشته و کردار* آید 


عقده ی دل چو سحر بهر دعا بُگشائی

شاهد جان و دلت* بر تو پدیدار آید 


گر شبی دست دهد جام می و دامن یار

سوره ی حمد، لبِ خفته و بیدار آید 


از جفاها تو مگو بلبل محزون که سحر 

بهر تیمار* دلت نامه ی دلدار آید 


گر به وادی فنا ره نسپارد دل من 

بر سر کوی تو شب، خسته و بیمار آید 


ساقیا راه جفا رسم شباهنگ نَبُوَد 

گر برانی ز درت باز ز دیوار آید 


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


* خرمن سوخته = کنایه از مشکلات و غم ها 

* کِشته و کردار = اعمال ،کارهای نیک و بد 

* شاهد جان و دل = منظور پروردگار 

* تیمار = مداوا و پرستاری 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۳۲