شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان
پیوندها

۲۸ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

############################

باز امشب دیده ام را خواب نیست
در دلم غوغای آن آداب نیست
 
باز امشب دل به قبضِ خود فتاد
در شبیخون از غمت  بی خود فتاد
 
باز چشمم  ابر  باریدن  گرفت
نایِ دل بشکست و نالیدن گرفت
 
من ندانم عاقبت من چوُن شوم
وای گر مجنونتر از مجنون شوم
 
از شبِ من صد شبیخون بگذرد
کس نداند بر من آن چوُن بگذرد
 
سوزِ این دل را ندانم بهرِ چیست
اشکِ خونینم نگوید بهر کیست
 
یاد شیرین در دل فرهاد زد
همچو مجنون تیشه بر بیداد زد 
 
شورِ شیرین را دمی آورد یاد
آنزمان کو تربتش میبُرد باد
 
لب فرو بست و به پایانش رسید
چون ستاره بار دیگر بردمید
 
عشق تا با خونِ او شد جاودان
دل برید از هر چه پیدا و نهان
 
قصه ای شد از برای عاشقان
ناله ای شد تا که نی آرد فغان
 
من شکستم در خودم چون نی لبک
دیده شد غماز اما  بی کلک
 
اشک سوزان تا که غلتیدن گرفت
دل به تشت خون خرامیدن گرفت
 
دوزخی از اشک و خون آمد پدید
کاندر آن بی گفتگو باید خزید
 
خود شدم هیزم ز بهرِ نارِ خود
آتش افروزم ز کِشت و کار خود
 
هرکسی سوزد در آن آتش که خود
نفس سگ* را رهبر جانش نمود

ای شباهنگ دیده بر بند و برو
خرمنت سوزانده شد وقتِ دِرو


#@@@@@@@@@@@@@@
* نفس سگ...کنایه از نفس اماره است..
 
 زنگ انشاء....
انشایم که تمام شد....معلم با خط کش چوبی به پشت دستم زد..
 گفت: جمله هایت زیباست !
  گفتم . اجازه آقا پس چرا میزنید..
  پوز خندی زد و گفت .
  میزنم تا همیشه یادت بماند. 
  خوب نوشتن و زیبا فکر کردن در این دنیا.
  
        تاوان دارد.....
 
 
 
۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۴۰

نمیدانم باید افتخار کرد یا تاسف خورد؟؟

 
  مادرش گفته مثل بچه خودم ازش مواظبت کنم..

    
بهترین بیلیارد باز جهان..

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۲۵
@@#@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@#@
دوش از پرده نشین یار پیامی آمد
که بپا خیز و وضو کن شبِ جامی آمد
 
مژده ای داد دلم را که مخور غم دیگر
بوی آن گم شده یوسف  به پیامی آمد
 
دل چو طوطی صفتی از قفسِ جانم شد
آن زمان کز لب جانانه کلامی آمد
 
ساقی از دل بشنو نغمه ی جان سوزم را
گر ز میخانه بدر گشته ز بامی آمد
 
از نوائی که به جانم زده آن مطرب عشق
این دلم از مِیِ عشقش به دوامی آمد
 
چشم بر زلفِ پریشان تو دارم زیرا
از غمِ زلف و رُخت دل چه قوامی آمد
 
از سرِ کوی تو هرگز نروم پنهان من 
مصلحت دار، به کوی تو غلامی آمد
 
با شباهنگ مهِ تابانِ فلک گفتا که
هرکه این عشق نخواهد به طعامی آمد
@@@@@@@@@@@@@@
۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۴۵
.......کلیپ من زن می خوام...

      

          فقط لحظه ای تفکر احتیاج دارد..



۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۳۴

÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷=÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

تا به کی چون شمعِ مسکین گوشه ای سوسو زنی

یا چو مرغی در خفا شب تا سحر هو هو  زنی

 

همت و شور شرر بنگر که خود آتش کشد

پیشتر از آن که پلکی در خمِ ابرو زنی

 

روی این دریای پر فتنه که بادی شُرطه* نیست

بایدت عمری درون قایقت  پارو  زنی

 

چون ندانی راهِ ساحل از کدامین سو رود

در میان ناامیدی چنگِ خود در مو زنی

 

تا نباشد چشم بینا یا دلی مجنون صفت 

چون نقابی پرده ها از جهلِ خود بر رو زنی

 

یک نفس بنگر که این چرخ از کجا آمد پدید

تا تو هم مثلِ غباری چرخَکی در او زنی

 

ای ابو جهلی که خود را عقلِ کل پنداشتی

در میان چاه ظلمت تا به کی سو سو زنی ؟


خود چه پنداری در این معرکه ی لیل و نهار

کز تکبر شرم داری نزدِ حق زانو  زنی

 

ای شباهنگ شمع دادن دست گمراهان چه سود

راهِ خود میجو که دل بر حلقه ی مینو  زنی


* بادِ شُرطه = باد موافق حرکت

==========================

مرغ سحر...با صدای گلچین


۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۰۰

  خوشا به حاله آنکه...نداند و نداند که نداند...

 
  وای بر احوال آنکه ... میداند و میداند که میداند
 
  تنها راه خوشبخت زیستن نفهمیدن است..
   وقتی که ...

 وقتی این کلیپ را دیدم بر سر خودم کوبیدم...و گفتم
 وای بر تو شباهنگ که خود را آدم پنداری..
 وقتی روزانه هزاران کودک از گرسنگی میمیرند..

   قضاوت این کلیپ زیر با شما..

        دیگه خسته شدم ..میرم بخوابم..  :))


۱۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۸:۲۸
××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
برخیز و از آن زلفت زنجیر بپایم کن
آباد گرم خواهی دل گیر و فنایم کن
 
با ناوکِ غمازت تیری به دلم بنشان
آزاد از این دنیا وین کهنه سرایم کن
 
دریاب دلم خون شد زین میوه ی تنهائی
سرمست و غزلخوانم با بانگِ درآیم*کن
 
آتش زده ام بر دل بر باد شده خرمن
با نرگسِ مخمورت برخیز و دوایم کن
 
بنگر چه بر افروزد آن یارِ جفا پیشه
بشکن قفس جانم زین بند رهایم کن
 
در حسرتِ پروازم بی بال و پرم کردند
آب از گِلِ من برچین* چون گرد هوایم کن
 
در هفت فلک یاری در راهِ شباهنگ کو
بر خیز دگر جانا، زنجیر بپایم کن
÷×××××××××××××××××××
*بانگ درآ..=کنایه از دعوت حق..یعنی مرگ
*آب را ز گلم برچین.= روح را از تن برگیر
تو ای پری کجایی


۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۵۵
×××××××××××××××××××××××××÷×××××××××÷×××××××××
چو دیدی عاشقت هستم به هر لحظه کنی نازی
بسی مشکل بپا سازی که بنیادم  بر اندازی
 
مگر تیغی به کف داری که خونِ دل طلب سازی
درین ره چون ز پا ماندم ز پایم بر سر اندازی
 
ندیدم دلبری چون تو چنین نوشین لب و فارغ
که مجنون میکنی عاشق سپس بر مجمر اندازی
 
ستایش ها کند جانم ترا چون ربِ یکتائی
ولی در عشقِ خود بر من ز غم صد لشگر اندازی
 
به هر سو بنگرم بینم نشان از نرگسِ مستت
بدانسو تا دوان گردم ز دستت ساغر اندازی
 
مرا از تو بجز رویت نباشد حاجتی در دل
نخواهم ساغر من را به حوض کوثر اندازی
 
دلی خسته ز روی غم به کویت چون پناه جوید
بر این باور که بر دوشش غمی را  کمتر اندازی
 
شباهنگا مکن دل خوش زبانِ یاوه گو درکش
مگر روزی که در این ره سخن چون گوهر اندازی
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

 
۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۴۵








۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۰۲

×××××××××××××××××××××××÷××××××××××××××××××÷×÷÷
رهایم کن ز دام و پنجه ی باز
که در سینه نهان دارم دوصد راز
 
فلاخن ها ز هر سو در کمینند
که بالم بشکند در حین پرواز
 
سرابِ این بیابان غم آلود
کشد دل را به راه دیگری باز
 
چه سودائی دلم در سینه دارد
که جانم هم شده با او همآواز
 
ز پندِ عقل گم ره گشته این دل
ستان عقل و سپس دیوانه ام ساز
 
هوای جعدِ مُشکین تو کردم
که چشم مست آمد ناوک انداز
 
ندارم شکوه از نازت، نگارا
که رسم دلبران باشد همه ناز
 
شباهنگ چون به راهت پر جفا شد
دگر هرگز نباشد او سر افراز
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

نازنین..از شجریان
۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۵۵