شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان
پیوندها

عارفی شد سوی برزن با مُرید ***

سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۲:۲۵ ب.ظ

عارفی شد سوی برزن با مُرید 

بر سبیلِ* حق همی ره میگُزید

 

جامه ای پاکیزه چون پر بر تنش 

عطر و بوئی از گُلِ چون سوسنش 

 

لحظه لحظه می شنید او قصه ها

قصه ها از درد و غم یا غصه ها

 

از برای هر دل دلخسته ای

نسخه ای دارد به کف، در بسته ای

 

راه برزن تنگ شد چون کوچه ها

مردم اندر آن روان چون مورچه ها

 

عارف از پیش و مرید از پشت او

ناگهان آمد سگی از روبرو

 

سگ بسی در رنج بود و زارِ زار

هر کسی از دیدن او بر کنار

 

سگ چو بر عارف رسد بی اختیار

خود بمالد بر ردایش بی قرار

 

عارف اما دوری از آن سگ نکرد

راه خود چون دیگران هم کج نکرد

 

جامه ی پاکیزه اش آلوده گشت

آن سپیدی در تنش چون دوده گشت

 

لیک عارف یک نگه در آن نکرد

هرچه دید از مردمان او آن نکرد

 

پس مرید از کار او شد در شگفت

رازِ آن چه رفته، پرسیدن گرفت

 

گو چرا دوری نکردی زان دواب*

کانچه رخ داده نباشد بر صواب*

 

مَر ندیدی هیکلش ناپاک بود

جسم و جانش چون لجن در خاک بود

 

گفت چشمت آنچه من دیدم ندید

دیده ی من آنچه را دیدی ندید 

 

من درونش را چو دیدم پاکِ پاک

شرمم آمد از دلی ناگشته پاک

 

او دلی دارد پر از مهر و وفا

باطنی دارد همیشه با صفا 

 

در دلِ او کی بُوَد رنگ و ریا 

کی کسی بیند ز سگ جور و جفا 

 

ظاهر من گرچه پاک و شسته است

در درونم مار و اژدر* خفته است 

 

گر بدانی بر من و او چُون گذشت

سر گذاری سوی دریا یا که دشت

 

او ز من آلوده گشته زین گذر

پاکی از او من گرفتم بی خبر 

 

در درون ما بُوَد صد اژدها

شهوتی پر گشته از رنگ و ریا 

 

حرص و آز و کینه و نفرت مدام

بر زر و دینار ها گشته غلام

 

حالیا بنگر ز جانداران کدام 

گشته دنیا را چو این آدم غلام

 

کی درون سگ بُوَد چون آدمی 

کی ز سگ رنجیده گردد عالمی

 

گر درون را بنگری و حال را 

بر تو هم گردد عیان احوال را

 

لیک چون چشمت نشد جویای حال

بر تو کی معلوم گردد این مقال

 

چشم سر باید که مسکین بیندی 

تا مگر دردی ز او بر گیردی 

 

چشم سر باید که بیند ظلم و جور

در مصاف آید بدو با دست زور

 

گر چنین چشمی نباشد در سرت 

بهتر آن تا جان نباشد در تنت

 

رو دگر خود را بنی آدم مخوان 

خویش را اشرف بر این عالم مدان

 

کس به ظاهر اصل آدم کی شود 

غوره چون افشرده گردد می شود


هان شباهنگ بیش از این فتنه مکن 

همچو سگ در آدمی رخنه مکن 

##############################

* سبیل  = راه         * اژدر = اژدها 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۱۵

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی