شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان



 بنی آدم اعضای یکدیگرند 

که در آفرینش ز یک گوهرند 


چو عضوی به درد آورد روزگار 

دگر عضوها را نماند قرار 



  کاش سعدی زنده میشد و اوضاع احوال این زمان جهان را میدید .... 

 نمیدانم برای فجایع کنونی که در جهان اتفاق میافتد چه می سرود  

 ولی حتما برای این صحنه هایی که در وطن خودش میدید حتما مرثیه  های دلخراشی می سرود 

    ولی اکنون بنی آدم اعضای یکدیگر نیستند ..‌ 

   اکنون هر کس قدرت بیشتری دارد میتواند کسان دیگر را به خاک و خون  بکشد و غیر از خوردن مال آنها حتی خون آنها را هم بیاشامد ....

 خداوندا دنیا و جهانی که تو برای بشر خلق کردی به کجا دارد میرود ؟ 

 چگونه تو ما را اشرف مخلوقات لقب دادی ؟ آیا از کردار ما آگاهی   نداشتی ؟ اگر داشتی چرا ما اشرف مخلوقات شدیم ؟ آیا فقط بخاطر ظاهر خودمان؟ 

  خداوندا خیلی سوال ها هست که از تو دارم ولی نمیدانم چرا به هیچکدام جوابی نمیدهی  آیا تو بسیاری از بندگانت را فقط برای زجر کشیدن و گرسنه ماندن و در آخر کشته شدن خلق کردی؟ 

  مگر نگفته ای تو بر ما حقی داری و ما هم بر تو حقی ؟ 

 حق خودت را خودت بهتر میدانی .. ولی حق ما بندگان کدامست؟ 

 بندگانی که همیشه مورد ستم و ظلم قرار گرفته اند حقشان چیست ؟ 

 آیا تو چنین تبعیضی را بین بندگانت قائل میشوی ؟ یا شیاطین ؟ 

 چه کسی پاسخگوی این تبعیضات است ؟ 

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۶

نظرات  (۶)

سلام
ممنونم الحمدلله.امیدوارم شما خوب باشید
کاملا درسته... حق با شماست
سلام استاد
حالتون چطوره؟!
هعی... دلمون خونه...
از گرگ هم بدتر شدیم! به خودمون رحم نمی‌کنیم... می‌بُریم و می‌دریم...
پاسخ:
سلام بانو . امیدوارم حالتون خوب باشه .
ممنونم از حضورتان لااقل نشان میدهید که هنوز انسان هایی 
هستند که از مردن انسانیت رنج میبرند ..
بگذارید بدرند و ببرند .. اما این روزها زیاد بقا و ادامه نخواهد داشت 
متاسفانه همه میدانیم که همه مجبور به خود سانسوری هستیم ..
حکومتی که از فریاد یک پیر زن وحشت کند یا از نوشتن یک قلم 
 که از بی عدالتی بنویسد به خشم آید.. زیاد دوام نخواهد آورد 
ظلم و ستم هرگز پایدار نخواهد ماند فقط از ظالمان در تاریخ 
 مانند یزد و حارث و معاویه یاد خواهد شد 
اخ استاد....داریم له میشیم و هیچکس انگار صدایی نمی شنوه

راستش من عدالتی در افرینش نمیبینم
پاسخ:
سلام بانو حالتون خوبه انشالله؟ 
ممنون از حضورتان . والا آفرینش یک نور تکوینی است 
عدالت و بی عدالتی بدست خود بشر است . 
اون عدالتی که در مغز ما فرو کرده اند اصلا وجود ندارد 
وقتی ما خودمان میدانیم کاری که انجام میدهیم ظلم است
و باز آن کار را مرتب و هر روز تکرار میکنیم .. این بدان معنی 
است که ما از خداوند دور شدیم و روح خودمان را در اختیار 
ابلیس قرار داده ایم .. زمانی که اینکار انجام شد و ما روح خودمان 
به شیطان فروختیم خداوند ما را رها میکند . کسی که در این راه 
قدم گذاشت شیطان تمام ثروت و قدرت را در اختیارش میگذارد به 
دین معنی که او بیشتر ظلم و ستم کند تا درحقیقت با خدا مبارزه کند 
آدمی که وجدان خود را به شیطان و زر و زیور دنیا فروخت و اگر در
منصب و مسندی باشند اون اجتماع فاسد و از بین خواهد رفت .. 
اما برای هر قوم و حکومت فاسدی خداوند زمانی را معین کرده 
و وقتی باید سرنگون شود همین شده .. و اینکار خواهد شد 
درود بر استاد گرانقدرم
چشم ما روشن شد به دیدن پست تازه شما
و نوشتن همه دردهای سیاه و کهنه ای که سالهای سال است مثل بختکی شوم و خونخوار بر زندگی در سیاه بسیاری از مردم ما سایه انداخته . سالهای سال است که نفس به نفس درد است و بغض است و اشک و اندوه
سالهای سال است که در این سیاهچال روزنه ای نیست ، که نیست
ما را به رخت شبانی فریفته اند . این گرگ سالهاست که با گله آشناست
چند روز پیش به کمپ زلزله زده های سرپل رفتم . اطراف کانتینر ها چند مار و عقرب کشته شده توسط مردم رها شده بود . پرسیدم چرا اینجا انداخته اید لا اقل دفنش می کردین . گفتند اینجا پر است از عقرب و مار هرچقدر هم سمپاشی میکنیم بی فایده است . انگار به سمها مقاوم شده اند ، برای اینکه مارها و عقربها ی هستند که ازکه اینها را می خورند . البته از نژادی دیگر
گفتم اینها با داشتن ذات سمی همنوع خود را نمی خورند ولی آدمها ...
وای برما چه سقوطی کردیم
امیدوارم در پناه و مهر حضرت دوست سربلند و شاد باشید آمین

پاسخ:
درود با بانوی والاگهر 
راستش بانو بقدری از این صحنه ها دیده ام که دیگر جگرم از سوزن
های این صحنه ها جایی سالم ندارد و سینه ام در زیر فشار سنگین وجدانم 
خرد میشود و کاری از دستم بر نمیاد جز غم خوردن و زجر کشیدن 
فریاد ها در گلو خفه شده و زبان ها هم بریده ، قلم ها شکسته  .
شکم ها گرسنه و سر پناه ها ویران .. 
شبانی که خود راه حمله ی گرگ ها را به گله فراهم میکند ، هرگز برای بره ای
دلسوزی نخواهد کرد 
سلام
دگر مرزو بومی نمانده برای فرزندی...
ممنونم از همدردی شما با اوضاع بد ایرانی
با چون خودی در افکن اگر پنجه می کنی
ما خود شکسته ایم چه باشد شکست ما؟
علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد
دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست
به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز
وگرنه سیل چو بگرفت سد نشاید بست...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی