شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان
پیوندها

غرور زنبور و روزی مور

جمعه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۵۰ ب.ظ


نرم نرمک میخرد در کوچه ای 

نزد قصابی* بر آید مورچه ای 


از برای قُوُتِ* خود یا دانه ای 

در سر خود دارد او افسانه ای 


گه به راست رفت و گاهی سوی چپ 

گه جلو می جست و گاهی هم عقب 


لحظه ای در فکر میشد همچو خر 

شاخکش میکوفتی بر فرقِ سر 


ناگهان پیدا شود بر او عقاب 

منجکی* در پیش پایش با شتاب 


خنده ای بر مورِ بیچاره نمود 

کای ز تو در مانده تر هرگز نبود 


گو چه میخواهی در این راه غریب 

وز چه میخواهی تو را باشد نصیب 


ای که راه و چاه خود گم کرده ای 

ره ندانی فکر گندم کرده ای 


این شکرگه* عرصه ی من بیگمان 

طعمه ی خود را ربایم هر زمان 


گر مرا خدمت کنی همچون غلام 

شادی دنیا تو را آید به کام 


مور گفتش ای عقاب خیره سر 

راه خود گیر و مرا از ره مَبر 


آنکه من را دست و دندان داده است 

روزیِ من را به سندان داده است 


من بیاموزم که بهر نان خود 

نافروشم غیرت و ایمان خود 


از برای من همین هم بس بُوَد 

گر چه قُوتِ من درون خَس* بُوَد 


من دل اندر زلف یاری بسته ام 

غیر او از هرچه باشد رسته ام*


هر کجا کان چشم او منظر* بُوَد 

من خوشم در آن اگر آذر* بُوَد


قهقه منجک سکوتش را شکست 

پر زد و بر روی سندانی نشست 


بر سر سندان که رانی*بس بزرگ 

پیش زنبور آمدی آن هم سُتُرگ*


خنده ای بر روی ران زد خوش خوشان 

تکه ای را میبَرد اندر دهان 


لحظه ای بعد آمدی ساطور دست 

کاردان قصاب گیرد ران به شست*


ضربه ای بر روی آن زد پر خروش 

در همان جایی که زنبورش به نوش


شد به دو نیم آن عقاب تیز پر 

آن چه در فکرش نبود آن شد به سر 


بعد از آن پرتاب شد روی زمین 

در همان جایی که مور اندر کمین 


مور دندانش گرفت آن نیمه جان 

می کشیدش لنگ لنگان تا نهان 


گفت با تو من نگفتم ای عقاب ؟ 

قُوتِ من آید ز سندان بی حساب 


چون به سندان بر نشستی پر غرور 

ناشنیدی* پند این رنجیده مور 


هر که چون تو آن چنان پر نخوتست 

عاقبت روزی چنین در خفتست 


#############################

* قصابی = منظور دکان قصابی است

* قُوت = روزی         * منجکی = زنبور های زرد رنگ       *  شکرگه = مخفف شکار گاه 

* خس = خار وخاشاک و خاک  

* رسته ام  = رهایی یافته ام    

* منظر = جائی که به آن نگاه میشود .یا صورت و چهره  .....     * آذر = آتش ....

* رانی  = منظور ران گوشت ....

* سترگ = بزرگ و قوی   

* شست = در اینجا به معنی پنجه و دست 

* ناشنیدی = نشنیدی 

*


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۱۲

نظرات  (۳)

۱۶ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۰۹ سیّد محمّد جعاوله
شعر زیبایی بود.
پاسخ:
سپاسگزارم دوست عزیز. از حضور و محبت شما 

به زیبایی بیشتر
خدا قوت استاد
عالی و بسیار عالی

شاد و مانا و نویسا باشید.. انشاا... .
پاسخ:
سپاسگزارم دوست عزیز و گرامی 
شما بسیار لطف دارید 
درود بر استاد گرانقدر
و
درود بر حکمت حضرتعالی و قلم توانا و راسخ تان
استاد گرانقدر مانند همیشه
بسیار زیبا و ستودنی
تا پیش از این در سروده های شما سایه ی حضرت مولانا و حافظ را می دیدم
و امروز حکمت استاد سخن سعدی خوش کلام نیز
در تک تک واژه ها و بند بند سروده هایتان سایه دارد
و مانند همیشه خداوند را شاکرم که فخر آشنایی با سروده های حضرتعالی
برای بنده محیا شده است .
بند به بند بسیار اندیشه بر انگیز است و ...
مخصوصا آنجا که مورچه آزادمردانه خدمت زنبور را نمی پذیرد
و خود را به خدمت و کمر خم کردن زنبور نمی فروشد
و در پایان چه پاداش بزرگی برای این راد مردی دریافت می کند
و
برای بنده ی خواننده چه په پایان دلنشین و گوارایی
باشد که مغروران و ظالمان امروز درسی بگیرند
در پناه مهر حضرت دوست سربلند و تندرست و دلارام و ... البته شاد باشید ( آمین)
پاسخ:
درود بر سرور گرامی .. سپاسگزارم از حضور و محبت شما. 
اختیار دارید والا تا آنجا که بنده خودم را میشناسم حتی 
قابلیت شاگردی این مردان بزرگ را هم ندارم منتها چون به
ادبیات کهن این مرز و بوم علاقه دارم هر از گاهی سعی میکنم
دل نوشته ای را در این وبلاگ برای کسانی که علاقمند به اینگونه
ادبیات و بیان احساسات دارند  ارسال کنم هر چند میدانم در این
روزگار بخاطر بسیاری از مسائل و مشکلات  اینگونه نوشتار علاقمندان زیادی 
ندارد لیکن متاسفانه هنری دیگر در من نیست ... و تازه با این همه 
وقتی انسان مجبور به خود سانسوری باشد، هم از نوشتن دست بر میدارد 
 هم نمی تواند چیزی را که در دل دارد با دیگران در میان گذارد ، یا اگر 
چیزی هم بنویسد مجبورست آن را در کمد زندانی کند که یا بپوسد یا 
اینکه روزی روزگاری دیگر به دست کسانی بیاید که بتوان آنها را بازگو 
کند ، بهر حال از نگاه زیبا و عمیق سرکار بسیار سپاسگزارم، 
 در پناه ایزد مهربان شاد و سلامت باشید، 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی