شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان

آدمی دیگر بساز و یک جهان دیگری ***

سه شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۵۰ ب.ظ

آدمی دیگر بساز و یک جهان دیگری 

بلکه آید از تو بر دل یک نشان دیگری 

 

رفته بودم ساکت و خامش* به راه عاشقی

زاهدی راهم زند در یک مکان دیگری 

 

کای، تو ای کمتر ز گِل دانی کرا کردی طلب ؟

تو، ز مُلک خاکیان او از جهان دیگری 

 

مر* تو را با او نسب شد کِرم آلوده ی خاک ؟ 

رو پی همجنس خود اندر دکان دیگری 

 

خسته و حیران شدم آواره ی دشت جنون 

تا مگر بر خود زنم آنجا فغان دیگری 

 

هر که بیند در سما* رنگین کمانی بی دوام 

من ز او بینم ولی رنگین کمان دیگری 

 

یافته ام از او بقا و محو اندر نور عشق 

تا به آن زنده شوم اندر زمان دیگری 

 

کاروانان سوی کعبه میروند از هر مکان 

من کنم هر دم طوافش با زبان دیگری 

 

ساربانی گویدم همراه ما شو، گفتمش 

من به میخانه روم با کاروان دیگری 

 

هان شباهنگا مکن دیگر حماقت بیش از این 

ور نه چون گاوی دهندت بر شبان دیگری 

 

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

* خامش = خاموش          * مر  = مگر      

* سما  = آسمان 

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۲۶

نظرات  (۴)


روزی کسی را پیدا خواهید کرد
که گذشته شما برای او اهمیتی ندارد
چون میخواهد آینده شما باشد...
پاسخ:
گاهی اوقات آن روز بسیار دیر شده ..
 و جز حسرت و ندامت چیزی در بر ندارد ..
۲۹ تیر ۹۷ ، ۲۰:۲۸ من دلم پاکه ...
👌😊
پاسخ:
ممنون بانو از حضور و محبتتون 
درود بر استاد گرانقدر
مانند همیشه ها بسیار زیبا و عارفانه
چه تلنگری
چه بیدار باش شور انگیزی
چه عشق ساده و بی ریایی
و مقامی بالاتر از شبان ِ موسی و شبان
چه آگاهی سوزناک و چه عشق ملکوتی
چه دلداری که همه جا هست و هست
حتی آنجا که گمان می کنند نیست هم هست
چه ایمان و چه انقلابی
بی گمان باید بر تک تک واژها و بیت به بیت این غزل
سر تعظیم فرود آورد و کمر خم کرد
و دلی که چنین عشق به حق از آن می تراوند
و قلمی که از این عشق نور می پاشد .
در پناه حضرت دوست سربلند و شاد باشید ( آمین)
پاسخ:
درود بر شما و سپاس از حضورتان. 
ستایش میکنم احساس و برداشت زیبای شما را 
از این غزل ناقابل ..
همانطور که مطلع هستید بیشتر دل نوشته های بنده 
فقط فریادی است که در لابلای حقایق اجتماعی گم میشوند 
متاسفانه ایام ... ایامی است که هرگز نمی توانی از حقیقت 
و ظلم و ستم حتی با پرود‌گار صحبت کنی و مجبور هستی 
همه چیز را در خودت خفه کنی و زمانی که کاری از دستت
بر نمیاد دو چندان صدمه می بینی.. 
 ولی گاهی این صدمات باعث صیقلی شدن روح و روان و دل 
میشود .. و در این حال احساس میکنی که بطور کلی از دنیا 
 جدا شده ای و شاید فقط یک قدم به پروردگار نزدیک شده باشی 
 عجب دارم از انسان با اینکه میداند اجل هر لحظه در کمین است 
و هر لحظه ممکن است عمر پایان پذیرد ولی باز در غفلت بسر میبرد 
و غرق شهوات سیم و زر و قدرت و منصب میگردد ..
 باز هم سپاس از حضور سرکار در پناه ایزد مهربان باشید ( آمین )
۲۶ تیر ۹۷ ، ۲۳:۳۷ سیّد محمّد جعاوله
زیباست
پاسخ:
سپاس از حضور و محبت شما 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">