شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان
پیوندها

ای دل بیا که دلبر، به دریا کشاندم ***

چهارشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۶، ۰۵:۱۶ ب.ظ

ای دل بیا که دلبر، به دریا کشانَدَم

گاه از غمش چو مجنون به صحرا کشانَدَم

 

من در طوافِ رخ، لیک آن بوی زلف او

زین عشق بی مکان، تا ثریا کشانَدَم

 

در حیرتم چه آرد به بار این زمین تلخ

کز بهر آب، بر لبِ دریا کشانَدَم

 

ساقی بیار باده ی نوشین و دم مزن

هجرانِ او به وادیِ غمها کشانَدَم

 

گفتم که دل به راهش گذارم و خود روم

چون ساقیان به ساغر مینا کشانَدَم

 

عشقی که شد چو آتش غم در درون من

با شعله اش  میان شررها کشانَدَم

 

بر جان من زند تیر، با ناوکی ز عشق

آنگه بُرون ز دامِ مُصّلا کشانَدَم

 

ای زاهدی، که منعَم کنی از نگار خود

بینی که این به سودای دنیا کشانَدَم 

 

بنگر که بوی آن زلف، همچون نسیم عشق

از حسرتم رها و چه شیدا کشانَدَم

 

گفتی بیا شباهنگ چو ما در سبیلِ حق

دلبر مرا، به نازی فریبا کشانَدَم 

 

@@@@@@@@@@@#@@@@@@@@@@

 


زلف بر باد مده .. خواننده مرحوم داریوش رفیعی

 

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۱۸

نظرات  (۸)

درود بر استاد گرانقدر
آنجا که ناتوانیم و گله مندیم ، کمک می خواهیم و فریاد بر می آوریم که :
ای دل بیا
بوی زلف یار تا کجاها می برد
دست و چشم بسته می برد تا هر آنجا که دلش بخواهد . بی مرز و بی پایان
از صحرا و دریا - از زمین تا خود آسمان و تا ثریای دست نیافتنی
و اینجاست که نیاز به مستی و بی خبری خود نمایی می کند
مستی خود نمایی می کند تا اندوه هجران و دوری کمرنگ شود
و یا نوایی و نوازنده ای بیاید و این غم را آهنگ کند
این عشق آنقدر سوزان است که از هر آتشی سوزاننده تر است
و برای آرامش از این عشق می باید سر به آتش زد
.
.
.
و این است راه عرفان و عشق به حضرت دوست که حتی بوی نازکی
از زلف حضرت آتش شیدایی بر جان می زند و عاشق را در راه عشق
تا آنجا که بخواهد می فریبد و می کشاند .
باز هم کلاه از سر بر می دارم و
بازهم مانند همیشه برای این همه
شکوه و بزرگی کمر خم می کنم .
بازهم مانند همیشه ی همیشه ها همه و همه ی عرفان در یک به یک
و بیت به بیت این غزل جای گرفته .
کاش قلمی بود و کلکی که می شد هر آنچه را که در بیت بیت این شعر
دریافت نمودم بیان می کردم .
امیدوارم همواره در پناه عشق پرکت عرفان الهی همیگونه که هستید ،
سربلند و پویا - تندرست و شاد باشید ( آمین )
پاسخ:
 درودی دیگر بر شما .
 باید عرض کنم که دیگر قلمم یارای پاسخ دادن به این همه
 زیبایی که در کامنت سرکار که عشق به خداوند توصیف نموده
ندارد .. تنها قطره های اشکی را که هم اکنون بر صورتم جاریست
 تقدیم میکنم .
 پاینده و سربلند در پناه ایزد مهربان باشید ..( امین )
سلام استاد
بنده هم به نوبه خودم تبریک می گم
بابت چاپ کتابتون خوشحالم
اشعار دلنشینی می نویسید
موفق باشید و همیشه سرسبز
پاسخ:
درود دوست عزیز .
سپاسگزارم از حضور و محبت شما 
و نگاه زیبایتان .
سلام
تبریک بابت چاپ مجموع اشعارتان بالاخره به بار نشست درخت زحمات شما و میوه ی آن :بوی زلف یار عجب صفایی در بر دارد
پاسخ:
درود بانو .
بی نهایت از محبت سرکار بخاطر زحمات و کمک هایی که 
 در مورد به چاپ رسیدن گوشه ای از مجموعه کتاب بوی زلف یار
به بنده فرمودید کمال تشکر را دارم .. 
۱۸ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۰۴ رویا رویایى
کتابتون مبارک باشه منتظر موفقیت هاى بیشتر شما هستیم :)
پاسخ:
خیلی سپاسگزارم از محبت و لطف شما بانو 
جدی؟! :))
خیلی خوشحال شدم ^_^
یدونه امضا کنید بفرستید واسه من :|
پاسخ:
والا من الان دوباره وین هستم ..
وگرنه با کمال افتخار اینکار را انجام 
میدادم ..حالا نمیدانم آیا از اینجا میتوانم
 روی صفحه اول کتاب نوشتاری برای
 شما بنویسم یا نه ؟ اگر شد حتما انجام 
خواهم داد . فردا توضیح میدهم که 
دوستانی که مایل هستند چگونه کتاب 
را دریافت کنند 
۱۸ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۴۰ حصار آسمان
قلمت پر برکت باد برادر 🌹
پاسخ:
سپاس بیکران از محبت شما 
 دوست عزیزم 
حالتون چطوره؟! نمیاید ایران؟!
پاسخ:
سلام بانو ..
 من چند ماهی در ایران بودم برای چاپ کتاب
 حدود دو ماه است که برگشتم اینجا. 
امروز کتاب چاپ شده و فردا بنده یک پست
 در مورد معرفی آن با عکس و توضیحات ارسال
خواهم کرد 
سلام استاد ^_^
چقدر تصویر و شعر خوشگلن :)
پاسخ:
درود بانو ..
 خیلی سپاسگزارم از محبت شما و 
 نگاه زیبایتان

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی