شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان
پیوندها

شبی پایان رسد عمرم در این دنیا چو رسوایان ***

دوشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۲۹ ب.ظ

شبی پایان رسد عمرم در این دنیا چو رسوایان 

دلم در کوی او ماند به تنهایی چو شیدایان

 

سحرگاهی که تابوتم رود رقصان به گورستان

سرای تربتم گردد زیارتگاه زیبایان

 

ز آه سینه ام بر خوان چه اسراری نهان دارد

که از خاکم رسد افغان به گوشِ جانِ تنهایان

 

نثارِ مقدمش سازم ز چشمم قطره ی اشکی

اگر روزی دلارامی ببوید خاک شیدایان

 

بدین دنیای پوشالی از آن رو دل نبستم من

که بینم روی دلبر را چو روزی میرسد پایان 

 

چو دیدم نرگسِ مستش نظر مستانه بر من کرد

زر و زیورِ این دنیا سپردم بر شکم پایان

 

به تیغ تیر مژگانش زند هندوی شب* را سر 

شود ناوک پران چشمش برای چشم بینایان

 

شباهنگا سخن بر چین* که خون از تربتت بارد 

اگر جاهل بخوانندت، میانِ بزم دانایان

 

در این وادی نباید شد* دلا چون بی سر و پائی 

مگر روزی غزل گوئی از آن دلبر چو شیوایان 

 

* هندوی شب = کنایه از تاریکی شب است 

* سخن برچین = سخن کوتاه کن 

* نباید شد = نباید رفت

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 


دلم تنگ اومده..

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۲۰

نظرات  (۳)


همیشه برای من سوال است که چرا همه ی آدم ها از یک تقویم مشترک استفاده می کنند
من سال هاست ایمان آورده ام که هر آدمی تقویم خودش را دارد
هر‌وقت به تقویم نگاه می کنم تعجب می کنم
روزها و شب های مهمی‌ را تقویم ها فراموش کرده اند
روزهایی که ما اندازه ی تمام عید ها در دلمان جشن گرفته ایم
یا حتی شبهایی که تا صبح گریسته ایم
می شناسم‌ آدم هایی را که اول زمستانشان بهار بوده
می شناسم آدم هایی را که بهارشان سرد گذشته
هستند کسانی که روز طبیعت آرزوهایشان سوخته
هستند کسانی که روز مقاومت زندگیشان را باخته اند
هستند کسانی که روز جوان با یک خبر پیر شده اند
کاش هر کس تقویم خودش را داشت
تقویم را باز می کرد
به تاریخ امروز نگاه می کرد
یادش می افتاد سال ها پیش در چنین روزی چه اتفاقاتی افتاده
یادش می افتاد امروز چه روزی ست
یادش می افتاد عید است یا وفات
تقویم ها دروغ می‌گویند
شاید عید من وسط پاییز باشد.
درود بر استاد گرانقدر
از درگاه حضرتش می خواهم روز و شبتان سرشار از همه امیدها و آرزوها باشد
بی گمان این غزل هم مانند همه غزلهاتان ناب و بی مانند است اما ...
استاد گرانقدر
آنقدر دلتنگ هستم که به ثانیه ای ( به کوتاهی یک چشم فروبستن ) دلم می خواهد بروم
اما
استاد بزرگوار دنیا به بزرگانی چون شما نیازمند است . امیدوارم وجود با کیفیت و پر برکتتان
سالهای سال روشنایی بخش سرزمین عرفان و ادب و هنر باشد ( آمین)
پاسخ:
درود بر شما ..
چه میشه کرد این دنیا امروزه به جایی رسیده بخصوص در مناطقی
 مثل خاور میانه . که برای جان مردم کوچکترین ارزشی قائل نیستند
 همه را از این دنیا و این زندگی دلزده کرده ..
خود بنده هم والا اصلا دیگر تمایلی به این زندگی ندارم ولی فعلا 
چه میشود کرد سراسر منطقه ما سالهاست که فقط در جنگ و خونریزی
 و بردار کشی گذشته گوئی که اگر روزی صدها خون انسان بی گناه 
 بر زمین ریخته نشود زمین از حرکت باز خواهد ایستاد .. 
 اصلا دیگر کلامی برای ادامه نوشتن نمیتوانم پیدا کنم ..
 سربلند باشید و تندرست .. ( آمین)
۰۲ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۱۹ رویا رویایى
خیلى زیباست احنست و درود بر شما ...
پاسخ:
سپاس از حضور و محبت شما 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی