شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان
پیوندها

خبرت هست چه آورده سرم زلف کجت ؟***

چهارشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۲:۳۹ ب.ظ
خبرت هست، چه آورده سرم زلف کجت ؟
نظرت هست، که آتش زندم تیر غمت ؟

گذری بر دل خونین جگرم کن ز وفا 
که ببینی چه کشد از غم آن لعل لبت
 
دگر این شیوه رها کن که دلم بی خبرست 
ز بلائی که سرش آمده زان زلف خَمت 

به نگاهی که کنی بر دل شوریده ی من 
به کجا سر بزنم، یا که کجا خاک رهت
 
ز شبی کو به ثُریا زده ای خیمه ی عشق
همه عالم به فغان آمده زان روی مَهت
 
تو به شمشیرِ رُخت فتنه در عالم زده ای 
دل بیچاره ی من کُشته ی آن زلف کجت
 
دل شوریده مسوزان که به آب و گل من
زده ای باده ی هستی به لب و روح و دَمَت

به من و این دل مسکین ز چه رو فتنه کنی 
که شدم خاک نشین بر سر آن خال لبت 
 
همه افلاک کجا دیده چنین جلوه ی عشق
که به مستی بزنم باده از آن جامِ غمت 
 
نظرت هست شباهنگ شده مرغی سحری
که بخواند ز وفا نغمه به یلدای شبت
 
زلف بر باد مده .. از مرحوم داریوش رفیعی
موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۰۳

نظرات  (۷)

۰۶ آبان ۹۶ ، ۱۵:۰۳ سیّد محمّد جعاوله
مثل همیشه عالی
پاسخ:
سلام دوست عزیز ..
 ممنون از حضورتان. 
 کم پیدا هستید سید جان شما هم مثل من ...
درود بر استاد
درود بر دل و قلمی که ساکن خرابات است
چه شکایت و گلایه با شکوهی
چه خاک نشینی عظیم و چه ندایی که بی واسطه ( حتی رد پایی از جبرئیل هم اینجا نیست ) از معشوق نخست و پایانی داشتن
جه وصف دلدادگی و دلباختگی زیبایی ، چه آشوب و شورش ژرفی ، در عین دلارامی
...
آنگاه که خداوند نظر لطف و مهرش را به بنده اش می اندازد ، هنگامه ای است که دلش را پر می کند از شراب ناب عرفان و شناخت حق و حقیقت
هنگامه ای که خداوند دست می آورد برای دستگیری عاشقش . تا تراوش کند پژواک این توجه را به صورت بیت بیت و غزل غزل
و بی تردید ...
باید برگزیده بود تا این همه عشق و عرفان از جان سر به جوش و خروش بیاید .
وگرنه مردم معمولی را چه به آتش عشق الهی
چه به سیر سماوات
کجاست کسی که از آب و گل خود شکایت کند
مردم امروز آنقدر مغرور شده اند که به راستی خود را اشرف مخلوقات می نامند !!!
به هر روی مانند همیشه و به درستی شکوه عرفان نشسته بر تک تک این ابیات از آسمان است ، هرگز و هرگز نمی تواند خاکی و زمینی باشد .
در پناه مهرش تندرست باشید و در عشق نابش همواره شاد ( آمین)
پاسخ:
درود بر شما بانو 
 ای کاش این دلنوشته ها در خور آن خالق زیبایی و عشق ،
  خالقی که با دمیدن در گل چنین موجود شگرف و پیچیده ای
 را از عدم به عالم هستی اورد و به او عشق،  بالاترین نعمت را
 هدیه داده بوده باشد .... انچه بر این قلم جاری میشود ندا و فریاد 
 قلبی است که میداند  به چه کسی تعلق دارد و از چه کسی دور
 افتاده و میداند که روح او ذره ای از آن چشمه تابناکی است که 
 با وجودی که در همه کائنات نمی گنجد اما در قلبی که او را بخواهد 
 قلبی که درون خود را از هر آلایشی پاک کرده باشد و این خانه 
 را به قول معروف آب جارو کرده باشد... این چشمه نور کائنات در
 این دل سکونت خواهد کرد تا زمانی که همیشه خالص و پاک 
 بماند .. 
بهرحال هرگز خود را لایق چنین تعاریف ارزشمندی از طرف آن 
بانوی عارف و پرهیخته نمیدانم لیکن باعث مسرت و افتخار و 
 دلگرمی بنده در این راه خطیر گردیده اید . و این سعادت را 
 نیز بنده از طرف همان پروردگار مهربان میدانم .. 
 قلم و زبانم قاصر از سپاسگزاری و قدر دانی از این نگاه عارفانه
 و زیبای سرکار در مورد این راز و نیاز های دلم با آن یگانه عشق
 پنهان و پیدا و جاودانگی بشر و تمام افلاک میباشد .
 با سپاسگزاری از حضور مستمر حضرت عالی خواستار شادی
 و سربلندی شما در پناه ایزد مهربان هستم  پاینده باشید 
 (( آمین ))

حسِ خوب :)
مثلِ همیشه ^_^

میگم استاد زلفِ کج یعنی چی؟!
پاسخ:
 درود بانو ..
 ممنون از حضورتان..
 زلف کج : در زمان قدیم تر بانوان و دوشیزگان دسته ای کوچک 
 از موی خود بصورت حلقه ای مانند هلال ماه در روی پیشانی 
 میآوردند 
همه افلاک کجا دیده چنین جلوه ی عشق

بله استاد همینجورک فرمودید جلوه ی عشق ب خدا قابل مقایسه با هیچ عشقی نیست

کسی،ک عاشق روی خدا بشه و خدارو در عالم هستی ببینه
قطعا خدا هم ب او قدرت تحمل غم و اندوه دنیایی و قدرت دل بریدن از دنیای فانی رو میده و چنین شخصی با روحی و دلی بزرگ و قوی از او فقط با اویکی شدن رومیخواد و دنیا در برابر او بی ارزش و صغیر میشود

تحمل غم عشق و تحمل عاشقیو فقط انسان داره و چقدر زیباست وفاداری ب عشق و چقدر زیباتر هست عاشقی کردن با خدا:)
بی نظیر بود مثل همیشه

پاسخ:
 درود بانو آرام..
 بسیار زیبا توصیف فرمودید .
 غم‌ عشق را فقط انسان درک میکند زیرا که عشق را 
 فقط به انسان هدیه کرده و انتظار دارد همانطور که 
 انسانی به یک معشوق زمینی عشق میورزد. 
به عشق خالق خودش هم پایبند باشد ..
 حال کسانی هستند که به نوعی بر خداوند 
 عاشق میشوند که وقتی بر او معرفت پیدا کردند 
 آرزویی جز فنا شدن در او و یکی شدن با او را ندارند 
۰۳ آبان ۹۶ ، ۱۸:۵۲ حصار آسمان
تا که از جانب معشوقه نباشد کششی
کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد!

همیشه همین بوده. که عاشق به هزار نوع خود و عشق آتشینش و غم و درد هجرانش رو بیان کرده ولی معشوق التفاتی نکرده
خوشا آن لحظه ای که درد و سوز دل عاشق کارگر بیفته

چندان گریستم که هر کس که برگذشت
در اشک ما چو دید روان گفت کاین چه جوست
پاسخ:
درود دوست گرامی. 
 بله بسیار متین و صحیح است..
 منتها عاشق بخاطر عاشق بودن مجبور به 
  عجز و لابه و گاهی گله میشود ..
 منتها در آخر همانست که معشوق التفاتی کند 
همه عالم به فغان امده...

مثل همیشه حرف نداشت
پاسخ:
درود بانو 
 سپاسگزارم از محبتتون
به به
فوق العادس
احسنت واقعا
انصافا که کلمه استاد برازندتونه
پاسخ:
درود دوست عزیز..
 سپاسگزارم از لطف و محبت شما. 
 استدعا میکنم دوست گرامی مقام 
 استاد بسیار بالاست و این حقیر فقط 
 شاگردی میکنم 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی