شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان
پیوندها

وای از آن شب که مرا در کوی خود گریان کنی ***

دوشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۸ ب.ظ


وای از آن شب که مرا در کوی خود گریان کنی 

این دل سرگشته را در پای خود بریان کنی


وای از آن روزی که سوزد از غمت خشک و ترم

بر سرِ عهدم بمانم زلف خود افشان کنی


مرغِ دل آید بکویت چاوچاوان* نیمه شب

ترسم آن زلفت نبیند و دلم نالان کنی


بیقرارانه شدم چون خاک راهت این زمان 

چون نشد از تو خبر آید،  دلم گریان کنی


هر که هجران میکشد نقبی به میخانه زند

هجر را در دل کُشم شاید چو سرمستان کنی


لشگر غم گر زند صدها شبیخون بر دلم

باده ی عشقت بنوشم تا دلم خندان کنی


رفتنم را گو چه ارزد چونکه دل شد ماندگار

هر کجا گوئی روم گر این دلم درمان کنی


ساقیا از زلف او امشب حدیثی تازه گو

تا که این جان را فدای زلف آن جانان کنی


دل بگفتا هان شباهنگ با شرابی کن وضو

تا مگر امشب مرا همپاله ی رندان کنی 


* چاوچاوان = حالت پرنده ای را گویند که در حال

دفاع از بچه اش هست با التماس و ترس و لرز



الا ای پیر فرزانه ... خواننده بانو پریسا

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۲۴

نظرات  (۵)

سلام استاد :)
من رو یادتونه؟! (:
پاسخ:
 سلام بانو ممنون از حضور و محبتتون..
 بله من همه دوستان را در خاطر دارم 
 ولی متاسفانه به دلیل ضیق وقت نمیتوانم
 خدمت دوستان برسم امیدوارم بزودی بتوانم 
 دوباره در خدمت همگی باشم..
۲۵ مهر ۹۶ ، ۱۴:۲۰ حصار آسمان
وقتی به ایام رفته از عمرم نگاه میکنم؛ میبینم خوشترین روزها و شب ها، روز ها و شبایی بودن که در فراق و غم هجران سپری شد
عجب که این درد رو از شادی و سرخوشی بهتر میدونم
حتی به اندازه ای که دلم تنگ میشه واسه اون شب ها

زیبا بود استاد. ممنون
پاسخ:
 بسیار درست فرمودید ..
 این حالات و در غم و هجران عجیب هستند 
 و شیرینی آن از آن جهت است که با خلوص 
 نیت بیاد معشوق خود هستیم حال آسمانی یا زمینی
سلام استاد

مرغِ دل آید بکویت چاوچاوان* نیمه شب
ترسم آن زلفت نبیند و دلم نالان کنی


چه بیتی بود:)
واقعا راز و نیاز نیمه شب با بقیه ی راز و نیاز ها فرق داره
و نمیدونم.چه حکمتیه ک راز ونیاز نیمه شب اینقدر دلچسب و خاص تلقی شده و یجوری اون حسآرامشی ک ب آدم میده با بقیه ی حس ها متفاوته
شوق دیدار خدا وخدایی شدن هم توی شعرتون آدم رو هوایی میکنه ک پرده هارو یکی یکی کنار بزنه و ب خدا برسه :)
پاسخ:
درود بانو آرام ..
سپاسگزارم از لطف و محبت شما..
 درسته راز و نیاز های شبانه در خلوت و بدور 
 از چشم اغیار حال و هوای دیگری دارد 
درود بر جناب استاد شباهنگ گرانقدر
با خواندن هر غزل تازه از شما بر آن جهانی و آسمانی بودن این تراوشات تاکید می کند .
بی تردید انسانهای نیک کرداری مانند شما در جاده عرفانی گام می گذارند . مانند همیشه در تک تک واژه ها عشق به خداوند و شناخت درست حضرتش چه آشکار است .
مخصوصا در این دو بیت :

هر که هجران میکشد نقبی به میخانه زند/هجر را در دل کُشم شاید چو سرمستان کنی

لشگر غم گر زند صدها شبیخون بر دلم/باده ی عشقت بنوشم تا دلم خندان کنی
در پناه مهر خداوند بزرگ و بی همتا ، همواره نویسا - پیروز - پایدار و البته تندرست و شاد باشید ( آمین)


پاسخ:
 درودی بی پایان بر شما بانوی والا ..
 عارفان بزرگی چون عطار.  مولانا .
 شیخ اشراق وووو ... راه   رسیدن به معشوق و اصل گوهر ما را برای ما هموار کرده و ان را به ما نشان داده اند حال کسی که خواهان آن گوهر و آن معشوق
 است باید لااقل پا را در جای پای آنها بگذارد حتی اگر یک قدم باشد .. 
 اگر هر یک از ما یک قدم بر داریم این راه هم هموارتر شده و هم فراموش نمیشود ما به این بزرگان مدیون هستیم لااقل فقط یک قدم برداریم ..
 برای بنده جای بسیار افتخار و سربلندی دارد که بانوئی جون سرکار 
به این دل نوشته های حقیر بذل توجه دارید ..
 شاد و پیروز باشید در پناه پروردگار مهربان ( آمین)
لشگر غم گر زند صدها شبیخون بر دلم
باده ی عشقت بنوشم تا دلم خندان کنی

به به
از اشعارتون ادم فقط میتونه لذت ببره
عالی بود
درود بر شما
پاسخ:
سپاس از شما دوست گرامی. 
نگاه زیبای شما خودش مسبب زیبا شدن 
 این دل نوشته ها میشود 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">