شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان

آه از آن شامی که دل در کوی او زاری کند )***

يكشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۵۶ ب.ظ



آه از آن شامی که دل در کوی او زاری کند 

از دو چشمم خون فشاند تا دل افکاری کند


بی وفائی چون که دیده از کسان و ناکسان

بر سر کویش رود تا در غمم یاری کند


گوید از سرگشتگی ها یا غم فردای خود

یا بپرسد از چه رو با من دلازاری کند


با صبا اینک بگویم راز دل را مو بمو 

تا مگر زلفِ خمش دل را مددکاری کند


بر نتابد زلف او یک شکوه ای را از دلم

گر چه آن لعل لبش با دل وفاداری کند


شمع رُخسارش فقط پروانه میخواهد ز من 

تا که اشکم همچو سیلی بر رُخم جاری کند


میروم در کوچه ها چون بلبلی آشفته دل 

باغبانا کو گُلم، تا دیده طرّاری کند


اندر این دنیا نگنجد این دلم گر زلف او 

یک سحر دور از رقیبان با من عیّاری کند


من چه گویم چونکه او آرام جان باشد کنون

با دلم خواهد جفا، یا آن که دلداری کند


بر شباهنگ گر روا گردد جفا، ای نازنین

هر سحر در کویت آید همچو نی زاری کند



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۲۳

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی