شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان
پیوندها

( چه تقدیری نوشتی تو که خوش پایان .)***

سه شنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۱۰ ب.ظ

چه تقدیری نوشتی تو که خوش پایان نمیگیرد 

که این شوریده سر زین سان دگر سامان نمیگیرد 

 

هر آنچه بر دلم آمد تنِ زارم کشد بر دوش

ببین خم گشته این قامت دگر درمان نمیگیرد 

 

طبیبی جز تو ار باشد مرا از او نشانی ده

طبیبم گر نباشی تو غمم پایان نمیگیرد 

 

زلیخا وش دلم خون شد ز هجران رُخش ساقی

که نقشی جز رخِ دلبر دلم آسان نمیگیرد 

 

بسی آشفته و لرزان شدم در کوره راه عشق

دگر این بلبل عاشق  رهِ بُستان نمیگیرد 

 

بیا و زین دلم بُگذر که در فصلِ خزان دیگر

قدح از دست یار خود چو سرمستان نمیگیرد 

 

خدا را دردِ من این شدکه چون عاشق شدم بر تو

کماندارِ رُخت* از من دلم تاوان نمیگیرد

 

بیا ساقی قدح ها را از این خونِ جگر پر کن

که صد رطلِ گران رنگی چنین تابان نمیگیرد 

 

رقیب از باده سرخوش و ز سازِ مطربان رقصان 

سراغ از چشم خونبار و رخِ گریان نمیگیرد 

 

دلم از غصه پر خون شد که این مرغِ نصیحت گو*

چرا خود عبرت از حالِ ستمکاران نمیگیرد 

 

من آن مرد خدا گویم که در عین تهیدستی 

زر و سیم و یدِ قدرت ز سلطانان نمیگیرد 

 

هر آنکه چون شباهنگ شد اسیر چشم شهلائی 

دگر از کس می سوری به جز جانان نمیگیرد 

*کماندار رخ = کنایه از چشم و ابرو 

مرغ نصیحت گو = هرکسی که آدم را نصیحت میکند

 

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@



بیچاره دلم 

 

 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۸

نظرات  (۶)

درود بر استاد بزرگوار
بسیار روح افزا
ابتدا شکایت و گله مند از معشوق
پس از آن شح بزرگی و نابی معشوق
و سپس اعتراف به اینکه بجز این عشق و اسارت به درگاه حق هیچ راهی نیست ، هیچ
یک به یک بیتهای شعرتان خانقاه است ، خانقاه
خدا را دردِ من این شدکه چون عاشق شدم بر تو / کماندارِ رُخت از من دلم تاوان نمیگیرد
تاوانی که خداوند هرگز برای عاشق شدن نمی گیرد و یا
خون چگر که تابناک تر و سرخ تر از جام شراب پرو پیمانه ( رطل) است . وقتی که جان و روح آدمی تنها آشیانه عشق خدا می شود .
واقعا و بدور از هر مداهنه این غزل خانقاهی است که درس عرفان می دهد .
در پناه مهر خدای بزرگ همواره عاشقش باشید و بجز نیاز ناز او نیازمند هیچ کسی و هیچ چیز نباشید ( آمین)




پاسخ:
سپاسی بیکران از حضور و محبت شما ..
 من حتی خود را لایق پاسخ دادن به چنین کامنت 
با ارزشی از بانویی پرهیخته چون سرکار نمیدانم ..
 و هم چنین بنده و دل نوشته ها که فقط راز و نیازی
 به درگاه معشوق جاودانی میباشد در خور چنین تعاریف
والائی نیستیم ...
تنها میتوانم از خداوند سپاسگزار باشم که نظر رحمتی بر این 
بنده گنهکار افکنده تا بتوانم نوشته ای بجا بگذارم که شاید 
 مورد پسند و استفاده رهروان راه او باشد ..
 باز هم از نگاه بسیار زیبا و والای شما سپاسگزارم ..
 پیروز و شاد در پناه پروردگار مهربان باشد .. ( آمین )
۲۱ مهر ۹۶ ، ۱۸:۳۳ رویا رویایی
بسیار زیباست و دوست داشتنی مثل همیشه!!
پاسخ:
سپاس از حضور و محبتتون بانو 
۱۹ مهر ۹۶ ، ۱۹:۰۷ حصار آسمان
دگر این بلبل عاشق ره بستان نمیگیرد

من هم از همین میترسم
برای یک آدم وفادار، شاید هرگز نشه دوباره دل به عشق دیگری بده

زیبا بود و متشکرم از روح نوازی اشعارتون
پاسخ:
 سپاس از حضورتان ..
 بله درسته وقتی عشقی حقیقی تمام وجود آدم را 
تسخیر کند ... دیگر نمی تواند به عشقی دیگر فکر کند 
هر چقدر فکر کردم ک با چه کلمه ای زیبایی شعرتونو توصیف کنم چیزی ب ذهنم.نیومد ک در حد این شعر زیبا باشه :)
عالی بود استاد
پاسخ:
سپاسگزارم از شما بانو ..
 نگاه شما زیباست 
خیلی قشنگ بود
انصافا لذت بردم
واقعا احسنت
پاسخ:
 لطف دارید دوست عزیز ..
 سپاسگزارم از حضورتان 
چقدر قشنگ نوشتید این شعر رو استاد!!

عالی بود!!


خوش به حال همسر و فرزندان شما که همچین فرد فرهیخته ای رو دارند!!


زندگیت شاد !!!!!
پاسخ:
سلام دوست عزیز ..
 خیلی ممنون از لطف و محبتتون ..
والا بنده قابل این تعریف نیستم ..
 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی