شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان
پیوندها

شبی آیم سر کویت ولی مستانه مستانه

يكشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۰۶ ب.ظ

شبی آیم سر کویت ولی مستانه مستانه 

ببوسم چشم و ابرویت بسی جانانه جانانه 

 

پیامی بر صبا دارم که آن زلف پریشانت 

پریشانتر کند چون من کنون مستانه مستانه

 

بیا ای مه جبینِ من بیا ای نازنین من 

تو را پنهان کنم در دل ز هر بیگانه بیگانه

 

فدای زلف افشانت فدای عهد و پیمانت 

بریزم اشک غم پایت بسی دُردانه دُردانه

 

بسازی گر تو با این دل کنی روشن اگر محفل

به پایت تا ابد مانم دگر مردانه مردانه 

 

برای چشم مستت من کشم سرمه به میخانه

بر آن زلف پریشانت زنم شانه زنم شانه

 

توئی آرام این جانم و با تو جاودان مانم

شدی شیرین من جانا شدم فرهاد افسانه

 

زنم دست دعا هر شب به دور از چشم بیگانه

که گرد شمع رویت من شوم پروانه پروانه

 

شباهنگ را اگر خواهی تو که در آسمان ماهی

بیا و در دلش بنشین دگر جانانه جانانه

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۰۸

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی