شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان
پیوندها

قصه ای دارم ز حالم در غمستان ساقیا

دوشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۰۰ ق.ظ
قصه ای دارم ز حالم در غمستان* ساقیا
بلبلی از غم فتاده در گُلستان ساقیا
 
در دلش باشد حدیثی جان ستان از جور گل
کاتشی افکنده اندر این غمستان ساقیا 
 
با که گویم من حدیثم وز چه دلخون گشته ام
تا نباشد همدمی در این شبستان* ساقیا 
می بده تا جان فشانم در ره آن دلبری
کو گلی از عشق کارد در نِیِستان* ساقیا
 
خواهم آن رطلِ گران را تا که پا کوبان برم 
این دل و این جانِ درمانده چو مستان ساقیا
 
شیخ و زاهد را نخواهم چونکه راهم را زنند
طالب میخانه ای با می پرستان ساقیا
 
با شباهنگ آنکه بد کرد و بدین روزش کشید
گو بهاران میرسد بعد از زمستان ساقیا .
 
* غمستان = کنایه از این دنیا...* شبستان = خانه 
* نیستان = نیزار جایی که فقط نی میروید. 
 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۲۹

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی