شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان
پیوندها

دگر جان از تنم بستان که نالانم از این تقدیر 

برایم نوحه ای بر خوان که گریانم از این تقدیر 


حدیثی در دلم دارم اگر آن را نمی دانی

بپرس از قدسیان زیرا، پریشانم از این تقدیر 


کمندِ زلفِ افشان را چو بر این دل بیافکندی 

رها کردی دلم در دام و حیرانم از این تقدیر 


به هر سازی که فرمودی برقصیدم چو رقاصان 

دگر با دل مکن بازی به حرمانم* از این تقدیر 


سحرگاهان چو مینالم مثالِ بلبلی مسکین 

نداری غم از این بازی، در افغانم از این تقدیر 


بیا ای طائرِ قدسی* برایت قصه ای گویم

از این ماتمسرایِ غم که نالانم از این تقدیر 


یکی در ناز و نعمت ها بنوشد خونِ ملت ها 

یکی تن عرضه میدارد گریزانم از این تقدیر 


یکی در کاخ و در ایوان یکی در کوخ چون حیوان

عدالت پس کجا مانده که بریانم* از این تقدیر 


شباهنگ بی اثر باشد شکایت ها در این دوران

که انسان غرقِ شهوت شد و گریانم از این تقدیر


* حرمان = نا امیدی    * طائر قدسی = ملائک

* بریان = سوختن یا سرخ شدن در روغن

بدون شرح

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۰۵

نظرات  (۴)

کمندِ زلفِ افشان را چو بر این دل بیافکندی
رها کردی دلم در دام و حیرانم از این تقدیر
...
عکس ها...واقعا هم بدون شرح :( هیچی نمیشه گفت...
همه دنیا بی عدالتی رو میبینن و باز هم...
پاسخ:
 بله بانو ... فعلا که چیزی نمیشود گفت ..
 جز صبر .... و تلاش در بوجود آوردن جهانی
 بدون ظلم و ستم ..
۰۷ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۴۲ فرناز فرزان
خدا عادل و مهربونه استاد. اینو همه می دونیم. پس اگه به کسی اضافه داده جای دیگه ازش کم می کنه و برعکس. فرمایش شما کاملا درسته من چند نمونه از این ورثه خورا رو خودم دیدم. آدم میره و فقط اعمالش باقی می مونه اما بعضی ها لنگر کشتی رو وسط اقیانوس انداختن و خیال می کنن اقامتگاه ابدیشونه!
ان شاء الله خدا همه ی ما رو به راه درست هدایت کنه و بر چشم و دل ما مهر نگذاره تا حقیقت رو ببینیم.
مانا باشید
پاسخ:
درود بر شما بانو فرزان ..
بسیار بسیار از نظر زیبایتان خرسند شدم ..
بله همان هدایت کردن و مهر بر دل و چشم ما 
نگذاشتن بسیار با ارزش است ...
 لیکن خود خداوند بارها فرموده که این جهان
بازیچه ای بیش نیست.. و همچنین بارها فرموده 
که به فکر همنوعان و فقرا هم باشید هر چه به شما 
دادم یا ندادم فقط برای امتحان شماست ...
 ولی منظور من به کسانی است که رنج همنوع را میبینند 
 و چشم برهم میگذارند ...
 سپاسگزارم از توجه شما و خوشحالم که هنوز در بین
 جوانان ما کسانی هستند که این مسائل را درک میکنند
 شاد و پیروز باشید ..
۰۶ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۴۶ فرناز فرزان
سلام استاد
شعر خیلی قشنگی بود
ما همه مسافریم هر چه بار و بندیل بیشتر باشه طبیعتاً زحمت به دوش کشیدنش هم بیشتر میشه. زندگی بالاخره یه روزی تموم میشه. سوال اینه که آیا اونایی که مزه ی شیرینی دنیا رو چشیدن راحت می تونن از دنیا دل بکن یا قشر ضعیفی که با سیلی صورتشونو سرخ می کنن؟
هر که بامش بیش برفش بیشتر
پاسخ:
سلام بانو فرزان ..
بسیار لطف فرمودید ..و سوال خوبی هم مطرح شد ..
 نه بانو مطمن باشید کسانی که دل به این دنیا داده اند
و هدفی جز جمع کردن مال و ثروت نداشته اند به راحتی
 نمیتوانند هم دل ببُرند و هم جان به جان آفرین تسلیم کنند
 آنها نمی دانند که بعد از مردنشان ورثه و باز ماندگان چگونه 
 آنرا به باد خواهند داد ..و برای خود آنها فقط کوله باری از عذاب
 وجدان و روحی پریشان در آن دنیا باقی خواهد ماند ...
 بد روزگاری شده بانو ... به خداوندی خدا که من خیلی 
 زجر میبرم .... بخاطر اینکه انسانیت مُرده مردانگی و شرف 
 غیرت انسانی مُرده ... خیلی حرف میشه زد .. ولی چه بگویم ..؟؟
جالبه که کلمات رو آخرش معنی کردید :)
شعر زیبایی بود مخصوصا بیت چهارمش...وقتی معنی کلمه حرمان رو فهمیدم، خیلی برام جالب تر شد!
مچکر!
پاسخ:
ممنون بانو ..
از حضور و محبتتون..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی