شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ

شعر های عاشقانه و عارفانه

شباهنگ
نویسندگان
پیوندها

نمیدانم چرا امشب تو بر این دل گذر کردی)***

يكشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۸:۵۰ ب.ظ

نمیدانم چرا امشب تو بر این دل گذر کردی 
به یک غمزه وجودم را چو مرغی دربدر کردی
 
زدی آتش به بنیادم چو دیدی درد و فریادم 
ز حالِ ما ملائک را چو سلطانی خبر کردی
 
نمیدانم کنم شکوه و یا از شوق جان بازم
که در این انتهای ره دلم زیرو زبر کردی
 
هزاران عاشقی داری که جان در پای تو ریزند
چه شد اینک گدائی را چنین بی پا و سر کردی
 
قشون و لشگر غم را به سوی من روان داری
ز تارِ جعد گیسویت کمانم را وَتر کردی
 
بهشتِ جاودانت چون، تهی از اشک و آهم بود
به هجرانم در افکندی جهان را پر شرر کردی
 
نمایان میکنی گاهی ز زیر جعدِ خود چشمی
خوشا بر حالِ آن مرغی که بر حالش نظر کردی
 
بخود گفتم رُخت بینم اگر حاجب رود در خواب
بدیدم زلفِ مُشکین را حجابی بر قمر گردی
 
هلا جانا شباهنگ را تو تنها در جهان مگذار 
چو از روی کَرَم امشب به کوی او گذر کردی
 
@@@@@@@@@@##@@@@@@@@@@ 
 
موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۲۲

نظرات  (۳)

سلام استاد :))
با اجازتون کپی شد :))

آخه چرا انقد قشنگ شعر میگید شما :)
پاسخ:
سلام بانو پرواز..
خواهش میکنم.. نگاه شما زیباست..
من نمینویسم این دل است که میگوید ..
نمیدانم کنم شکوه و یا از شوق سماع گیرم
که در این انتهای راه دلم زیرو زبر کردی
...
خیلی زیبا بود...
پاسخ:
خیلی خیلی ممنون از لطف شما 
بسیار زیبا ودلنشین
پاسخ:
سپاسگزارم از محبتتون 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی